تبليغاتX
دست نوشته های یک دختر تنها






















Blog . About Me . Archive . Email . My Gallery .


دست نوشته های یک دختر تنها

حرف های هلا و نقاشی های هلا= همیشگی های هلا!

سلام!

آمده ام خداحافظی کنم!

مرا ببخشید

اگر پاره های تنم را جا می گذارم

خیال بازگشتن ندارم

لب و دهانم

چشم و گوشم

همه به یادگاری...

می خواهم تنها بروم

سبک و آسوده

فقط انگشتانم را

در جیب های پالتوام می گذارم

                                  تا سردشان نشود

و می روم

تا کناره ی همه ی دریاهای دنیایی دیگر را

                                  دوره کنم

پ.ن: این هم از این! بالاخره بعد از سال ها دارم برمی گردم انگلیس. نمی دونم خوشحالم ناراحتم چی هستم. در هر حال این آخرین پستم توی این کشور بود. پست های بعدی رو اون ور میدم. بعضی ها از رفتنم خوشحالن که بالاخره از شرم راحت می شن. بعضی ها هم خب ناراحتن. تصمیم رو خودم گرفتم. دقیقا پریروز. فکر کردم که دیگه کافیه!  تنهایی هیچ کار خاصی نمی شه کرد اینجا. اینکه اینجا تنهام و نمی تونم انکار کنم. دومیش اهداف خودمه که فکر می کنم اونجا بهتر عملی بشه. باورتون نمی شه که چقدر مغزم شلوغه....

 

+نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت0:10توسط هلا | |