|
دوست دارم نقاشی کنم! نمی خواهم نقاشی کنم! دوست دارم نقاشی کنم جاده ای را که انتهایش پیداست و کنارش ناپیدا... دوست دارم نقاشی کنم آینه ای را که خودم در آن باشم. نه آنی که می خواهم بشوم و فکر می کنم آن شده ام. دوست دارم "هلا" را نقاشی کنم. دوست دارم نقاشی کنم جهان بدون مرز خودم را. افسوس که نقاشی کشیده انسان های مرزدار را... دوست دارم نقاشی کنم بهانه ی ناامنی را دوست دارم نقاشی کنم صدای سیگاری که در آب می میرد...فیششزز...قلبی که می گیرد را دلی که می میرد را... می خواهم گرگیجه را نقاشی کنم. که در آن از خود دیوانه باشم و به خودم برسم...افسوس که نمی دانم گرگیجه چگونه است؟! اما می خواهم گرگیجه ای را نقاشی کنم که بمیراند! به قتل برساند! دوست دارم نقاشی کنم ترسم را فرارم را انتظارم را می توانم نقاشی کنم دلم را. چشمان خیسم را. اضطرابم را. می خواستم نقاشی باشم گستاخ! که می کند خط خطی نقاشی صحنه ی کثیف عالم را. |
About ![]()
هااان؟؟؟ مساله این است که اصلا درباره ای وجود ندارد!چرا باید وجود داشته باشه؟!اصلا درباره ی چی؟! خب وبلاگ وبلاگه دیگه!مساله ی اتمی که توش طرح نمی کنم!خاطرات،نوشته های مخ پنج و سرخوش من،چیزایی که به ذهنم میرسن،گاهی اوقات همراه با نقاشیایی که اسکن نشدن و ازشون عکس گرفته شده و در نتیجه کیفیت خوبی ندارن و برای گالری مناسب نیستن…همینا دیگه.بیشتر از این انتظار دارین؟!خب اگه اینطوره می تونین همین الآن!ویندوی براوزرتونو ببندین و دیگه به اینجا برنگردین،چون فراتر از این چیزی پیدا نمی کنین.در هر صورت،امیدوارم شما هم اینجا یه موضوع به دردبخوری برای خوندن و لذت بردن پیدا کنین.
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
اورست آرزوها (مهدی)
اداهای مردانه
مزخرفات هلا |